دست نوشته ای از دانشجوی شهید عباس علافچی
خداي من رضايت كامل به رضايت تو دارم حاضرم تا رضايت تو را جانانه به آغوش بكشم و به سوي كارزار بروم . خدايا قبل از اين كه مرا از گناه و اخلاق رذيله پاك نمايي مرا آنطور كه خودت دوست داري ببر . اي خدا كه بر تمام احوال و افكار و اقوال و نيات من آگاهي تو مي داني كه من چقدر بد كردم . خدايا وقتي كه به فكر گذشته خودم فرو مي روم از خودم بدم مي آيد چون خودم، بهتر از همه خودم را مي شناسم . دلم از دست خودم خون است . خدايا اگر مرا با اين حال وارد محشر كني در مقابل اوليائت و دوستانت چه كنم و چه حالي خواهم داشت . خدايا اميدي كه به تو دارم روزنه اي در دل سياه من ايجاد ميكند. اي خدا اگر از گناه سنگين ترين وزنه ها را با خودم آورده ام در آنطرف ترازوي فضلت وزنه هايي همچون رحمن و رحيمي دارم . اي خدا در مقابل بار سنگين گناه خود، پرده ستاريت و مهر رحمانيت و والاترين مقام ها را داري آنقدر كه فكر ناقص من قدرت درك آن را ندارد ... اصلا اين مطالب يعني صفات تو را اصلا نمي شناسم . خدايا اگر در اين نبرد مردانگي و جشاعتم را به امتحان بگذاري معلمي دارم به نام علي (ع) كه با اقتداء به او انشاالله امتحان را خوب پس مي دهم . اگر صبرم را امتحان كردي معلم خود را حسن (ع) قرار مي دهم و اگر خداي من از من خون خواستي معلم خود را بزرگترين معلم ايثار و شهادت ، حسين (ع) قرار مي دهم و همچون حسين (ع) انشاءالله رضايت تو را چنگ مي زنم .

دست نوشته ای از رضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال ۶۴
ساعتی قبل از شهادت :
چه کسی می داند جنگ چیست ؟
چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد ؟
چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن...یعنی آتش...یعنی گریز به هر جا...به هر جا که اینجا نباشد...یعنی اضطراب که کودکم کجاست ؟
جوانم چه می کند ؟ دخترم چه شد ؟
به راستی ما ...
ادامه مطلب
کتابی از حمید حسام ( از رزمندگان دفاع مقدس ) پیرامون خصوصیات اخلاقی و ...
شهید علی چیت سازیان .
مختصری از مطالب :
* روز تولد حضرت علی (ع) به دنیا آمد یعنی در ۱۳ رجب ۱۳۴۳ . و به همین دلیل او را " علی " نامیدند .
* سر نترسی داشت . ساواکی و اینجور چیزا سرش نمی شد . عقلش خیلی بیشتر از سن و سالش بود .
* هجده ساله شد مربی استاد آموزش های نظامی از همه جورش : تاکتیک رزمی و اسلحه شناسی و اطلاعات عملیات .
* نوجوونیش رسید به انقلاب و جوونیش سهم جنگ شد . مو توی صورتش نروییده بود که یه گروهان رو دادند دستش !
* حاج همت براش نقشه ها داشت اما همدانی زودتر جنبید و کردش فرمانده . یه نوجوان ۱۹ ساله شد فرمانده اطلاعات عملیات یه تیپ یا یه لشگر ! تا کی ؟ تا آخر جنگ .
توی شناسایی یعنی دلالت آخر همه رو گذاشت سرکار ... یه عده رو برگردوند عقب و خودش تنها رفت به جایی که « دلیل » امروز و فردای ما شد ...
شهید جیت سازیان :
" کسی می تواند از سیم خاردارهای دشمن عبور کند که در سیم خاردارهای نفس...گیر نکرده باشد ."

